محمد تقي جعفري

168

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

همهء مردم بوده باشد . در صورتى كه موضوع ظلم فوق العاده حساستر و گسترده تر از پديده‌هاى مزبور است . معناى ظلم كه به فارسى آن را ستم مىگويند ، عبارتست از تعدى به قانون واقعى « حيات معقول » بنا بر اين : 1 - كمترين تعدى بر نداى وجدان ظلم بر خويشتن است . 2 - اجازه كمترين تعدى از طرف ديگران بر حق خود ، ظلم بر خويشتن است . 3 - كاستن از ارزش كار و فعاليت و محصول تلاش انسانها ظلم است . 4 - بوجود آوردن شرايطى كه انسان را وادار به صرفنظر از حق كار و فعاليت خود بنمايد ، ظلم است ، اگر چه مظلوم در كمال رضايت و خوشحالى به آن شرايط بنگرد . 5 - ايجاد خفقان و عوامل ركود فكرى در ديگران ظلم است . 6 - مزاحمت با آزادى ديگران اگر چه با منحرف ساختن معناى آزادى و تحصيل رضايت همان كسى همراه باشد كه آزاديش مورد مزاحمت قرار گرفته يا تحريف به پديده‌هاى خوشايند شده است ، ظلم است . 7 - ايجاد تقاضاهاى مصنوعى در مردم براى عرضهء كالاها و يا تفكرات تحميلى و بىارزش ، ظلم است . 8 - بازى با تفكرات و احساسات مردم براى تحميل خواسته‌هاى خود خواهانه ظلم است . 9 - ويترين قرار دادن ذهن مردم براى نمايش قيافهء حق بجانب خود ، تعدى بر شخصيت انسانها است و ظلم است . 10 - عرضه كردن خود براى مديريت سياسى جامعه بدون تسلط به هوى و هوس و لذت پرستى و خود خواهى تعدى و ظلم بر جامعه است . 11 - پايمال كردن قدرت و امتيازى كه بدست آمده و مىتواند دردهاى مردم را درمان كند و آلام و ناگواريهاى آنان را تقليل بدهد و سنگى از سر